مناجات

ای خدا

ای خدا ! ای راز دار بندگان شرمگینت

ای توانایی که بر جان و جهان، فرمانروایی

ای خدا ! ای همنوای ناله پروردگانت

زین جهان تنها تو با سوز دل من آشنایی

اشک میغلتد به مژگانم، ز شرم روسیاهی

ای پناه بی پناهان ، موسفید و روسیاهم 

بر در بخشایشت، اشک پشیمانی فشانم

تا بشویم شاید از اشک پشیمانی گناهم

وای بر من! با جهانی شرمساری، کی توانم

تا به درگاهت بر آرم نیمه شب دست نیازی

با چنین شرمندگیها، کی زدست من بر آید

تا بجویم چاره ای، درد دلی از چاره سازی

ای بسا شب خواب نوشین، گرم میغلتد به چشمم

خواب می بینم چو مرغی، میپرم در آسمانها

پیکر آلوده ام را، خواب شیرین می رباید

روح من در جستجویت، میپرد تا بیکرانها

برتن آلوده منگر! روح پاکم را نظر کن

دوست دارم تا کنم در پیشگاهت بندگیها

من به تو رو کرده ام، بر آستانت سر نهادم

دوست دارم بندگی را ، با همه شرمندگیها

مهربانا ! با دلی بشکسته، رو سوی تو کردم

رو کجا آ رم اگر از در گهت، گویی جوابم

بی کسم، در سایه مهر تو ، می جویم پناهی

از کجا یابم خدایی، گر به کویت ره نیابم

ای خدا ! ای راز دار بندگان شرمگینت

ای توانایی که بر جان و جهان فرمانروایی

ای خدا ! ای همنوای ناله پروردگانت

زین جهان تنها تو با سوز دل من آشنایی 

برگرفته از سایت :daftarchehe-khaterat.persianblog.ir

/ 0 نظر / 13 بازدید